مصرف خودسرانه آرامبخشها افزایش یافته؟ هشدارها و توصیههای داروسازان
برای بسیاری از افراد، کوتاهترین مسیر برای رسیدن به آرامش، قفسه داروهای خانگی یا مراجعه به داروخانه برای دریافت بدون نسخه داروهایی است که باید تحت نظارت دقیق پزشک مصرف شوند. گزارشهای میدانی و آمارهای غیررسمی از داروخانههای سراسر کشور نشان میدهد که درخواست برای خرید داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب بدون نسخه پزشک، روندی صعودی به خود گرفته است. این پدیده که متخصصان از آن به عنوان «خوددرمانی» (Self-Medication) یاد میکنند، نه تنها راهحلی پایدار برای مشکلات روحی نیست، بلکه میتواند آغازگر مسیری خطرناک به سمت وابستگی، عوارض جانبی جبرانناپذیر و حتی مسمومیتهای دارویی باشد. در این گزارش تحلیلی، ضمن بررسی علل این افزایش، به واکاوی نقش حیاتی داروسازان در مدیریت این بحران و ارائه راهکارهای علمی برای پیشگیری از آسیبهای احتمالی میپردازیم.
واکاوی آماری و علل گرایش به مصرف خودسرانه
بررسیهای انجام شده در سال ۱۴۰۳ و ماههای ابتدایی سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که الگوی مصرف دارو در جامعه تغییرات محسوسی داشته است. اگرچه آمارهای رسمی و دقیق کشوری گاهی با تأخیر منتشر میشوند، اما مشاهدات عینی داروسازان که در خط مقدم نظام سلامت قرار دارند، حکایت از افزایش مراجعات برای دریافت داروهایی نظیر آلپرازولام (Alprazolam)، کلونازپام (Clonazepam) و سایر مشتقات بنزودیازپینها دارد. این افزایش تقاضا را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد؛ بلکه مجموعهای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و روانی در آن دخیل هستند. فشارهای اقتصادی، استرسهای پس از دوران همهگیری و افزایش اختلالات خواب در میان جوانان و میانسالان، بستر مناسبی را برای گرایش به مصرف این داروها فراهم کرده است. بسیاری از افراد به جای مراجعه به روانپزشک یا روانشناس و ریشهیابی مشکلات خود، ترجیح میدهند با هزینهای کمتر و سرعتی بیشتر، علائم ظاهری اضطراب خود را با یک قرص سرکوب کنند.
یک باور غلط فرهنگی نیز در این میان نقش بهسزایی ایفا میکند. متأسفانه در فرهنگ عمومی ما، تجویز دارو توسط اطرافیان و دوستان امری رایج است. وقتی فردی از بیخوابی یا استرس شکایت میکند، به سرعت با پیشنهاد مصرف دارویی مواجه میشود که یکی از بستگانش برای مشکل مشابه مصرف کرده و نتیجه گرفته است. غافل از اینکه فیزیولوژی بدن هر فرد، تداخلات دارویی و بیماریهای زمینهای او با دیگری متفاوت است. این «تجویزهای خاله زنکی» یکی از اصلیترین موتورهای محرک افزایش مصرف خودسرانه آرامبخشها محسوب میشود. علاوه بر این، دسترسی نسبتاً آسان به برخی داروها و گاهی اصرار بیماران برای دریافت دارو بدون نسخه، چالشهای نظارتی را دوچندان کرده است. آمارهای جهانی نیز موید این نکته است که پس از سال ۲۰۲۴ میلادی (۱۴۰۳ شمسی)، میزان مصرف داروهای اعصاب و روان در سطح جهانی افزایش یافته است که ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.
مکانیسم اثر و خطرات پنهان آرامبخشها
برای درک بهتر خطرات مصرف خودسرانه، باید بدانیم این داروها دقیقاً در بدن چه میکنند. اکثر آرامبخشهای رایج، به ویژه بنزودیازپینها، با تأثیر بر گیرندههای گابا (GABA) در مغز عمل میکنند. گابا یک انتقالدهنده عصبی بازدارنده است که فعالیت نورونها را کاهش میدهد و حس آرامش و خوابآلودگی ایجاد میکند. زمانی که فردی بدون نظارت پزشک و به صورت مداوم از این داروها استفاده میکند، مغز به حضور این ماده خارجی عادت میکند. این پدیده که به آن «تحمل دارویی» (Tolerance) گفته میشود، باعث میشود فرد برای رسیدن به همان اثر اولیه، نیاز به دوزهای بالاتر دارو داشته باشد. این چرخه معیوب، نخستین گام به سوی وابستگی فیزیکی و روانی است.
خطر بزرگتر زمانی رخ میدهد که مصرفکننده تصمیم به قطع ناگهانی دارو میگیرد. سیستم عصبی که به حضور مداوم داروی آرامبخش عادت کرده است، در غیاب آن دچار بیشفعالی شدید میشود. این حالت میتواند منجر به علائم ترک (Withdrawal Symptoms) شود که طیف وسیعی از مشکلات را در بر میگیرد؛ از بیخوابی شدید و اضطراب بازگشتی گرفته تا تشنجهای خطرناک که حتی میتواند تهدیدکننده حیات باشد. نکته نگرانکننده این است که بسیاری از افرادی که خودسرانه دارو مصرف میکنند، از نیمهعمر دارو و نحوه دفع آن از بدن بیاطلاع هستند. مصرف همزمان چند داروی آرامبخش با مکانیسمهای مشابه، یا مصرف آنها همراه با الکل و مواد مخدر، خطر دپرسیون تنفسی و مرگ در خواب را به شدت افزایش میدهد. این خطرات در سالمندان که متابولیسم کبدی کندتری دارند و احتمال تداخلات دارویی در آنها بیشتر است، دوچندان میشود و خطر سقوط و شکستگی استخوان را نیز به همراه دارد.
داروساز؛ فراتر از یک فروشنده دارو
در این آشفتهبازار مصرف خودسرانه، داروسازان نقشی کلیدی و استراتژیک بر عهده دارند که متأسفانه گاهی نادیده گرفته میشود. داروساز تنها فردی نیست که دارو را از قفسه برداشته و به بیمار تحویل دهد؛ او آخرین سنگر دفاعی سیستم سلامت قبل از رسیدن دارو به بدن بیمار است. یکی از وظایف اصلی داروساز، پایش نسخ و بررسی تداخلات دارویی است. اما در مورد درخواستهای بدون نسخه، نقش مشاورهای داروساز برجستهتر میشود. داروساز موظف است با صبر و حوصله، علت درخواست دارو را از بیمار جویا شود. بسیار پیش میآید که یک شکایت ساده از بیخوابی، ریشه در مصرف نادرست کافئین، افسردگی پنهان یا حتی عوارض جانبی داروی دیگری داشته باشد که با یک مشاوره صحیح قابل حل است و نیازی به مصرف آرامبخش نیست.
تقویت جایگاه داروساز در نظام سلامت و فرهنگسازی برای مردم جهت مشورت با داروساز پیش از هرگونه مصرف دارو، میتواند آمار مسمومیتها و عوارض ناخواسته را به شکل چشمگیری کاهش دهد. داروسازان با دانش خود در زمینه فارماکولوژی، میتوانند جایگزینهای ایمنتر، مکملهای گیاهی استاندارد (در صورت صلاحدید) یا راهکارهای غیردارویی را به مراجعین پیشنهاد دهند. همچنین آنها میتوانند علائم خطر را شناسایی کرده و فرد را برای بررسیهای دقیقتر به پزشک متخصص ارجاع دهند. این فرآیند که به آن «تطبیق دارویی» (Medication Reconciliation) و مشاوره دارویی گفته میشود، باید به عنوان یک خدمت ارزشمند در نظر گرفته شود، نه یک مکالمه مزاحم در حین خرید دارو. آموزش عمومی توسط داروسازان در محیط داروخانه، میتواند دیوار بیاعتمادی را فرو بریزد و مردم را متوجه خطرات پنهان مصرف خودسرانه کند.
توهم بیخطری داروهای گیاهی و مکملها
یکی دیگر از چالشهای بزرگ در بحث مصرف خودسرانه آرامبخشها، پناه بردن مردم به داروهای گیاهی و مکملها با تصور «بیخطر بودن» آنهاست. جملاتی نظیر «این گیاهی است و ضرر ندارد» بارها در داروخانهها شنیده میشود. اما واقعیت علمی چیز دیگری است. بسیاری از ترکیبات گیاهی دارای مواد موثره قوی هستند که میتوانند با داروهای شیمیایی تداخلات جدی ایجاد کنند. برای مثال، گیاه سنبلالطیب (Valerian) یا گل ساعتی که برای آرامشبخشی استفاده میشوند، اگر همزمان با داروهای بنزودیازپین یا آنتیهیستامینها مصرف شوند، میتوانند اثرات خوابآوری را به شدت تشدید کرده و فرد را دچار گیجی مفرط کنند.
علاوه بر این، نبود استانداردسازی دقیق در برخی محصولات گیاهی فلهای که در عطاریها عرضه میشوند، خطر وجود ناخالصیها و فلزات سنگین را به همراه دارد. داروسازان همواره توصیه میکنند که اگر فردی تمایل به استفاده از فرآوردههای طبیعی دارد، حتماً از محصولات بستهبندی شده شرکتی و دارای مجوز وزارت بهداشت استفاده کند و پیش از مصرف، حتماً لیست سایر داروهای مصرفی خود را با داروساز چک کند. تصور اینکه هر چه از طبیعت میآید ایمن است، یک خطای شناختی خطرناک است که میتواند منجر به آسیبهای کبدی و کلیوی شود. مکملهایی مانند ملاتونین نیز که برای تنظیم خواب بسیار محبوب شدهاند، اگرچه ایمنتر از بنزودیازپینها هستند، اما مصرف طولانیمدت و دوزهای بالای آنها بدون مشورت پزشک میتواند ریتم شبانهروزی بدن را مختل کند و در برخی افراد باعث کابوسهای شبانه یا سردرد شود.
راهکارهای غیردارویی و تغییر سبک زندگی
پیش از آنکه دست به دامن قرصهای رنگارنگ شویم، باید به اصلاح سبک زندگی خود بپردازیم. بسیاری از مشکلات اضطرابی و اختلالات خواب با اصلاح عادات روزمره قابل مدیریت هستند. مبحث «بهداشت خواب» (Sleep Hygiene) یکی از مهمترین سرفصلهایی است که داروسازان در مشاوره با بیماران بر آن تأکید دارند. تنظیم ساعت خواب و بیداری، پرهیز از کار با وسایل الکترونیکی ساطعکننده نور آبی (مانند موبایل و لپتاپ) حداقل یک ساعت قبل از خواب، و اجتناب از مصرف نوشیدنیهای حاوی کافئین در ساعات عصر و شب، تأثیرات شگرفی بر کیفیت خواب دارند که گاهی از قویترین داروها نیز موثرترند.
تکنیکهای مدیریت استرس مانند تنفس عمیق، مدیتیشن، یوگا و ورزش منظم روزانه نیز نقش بهسزایی در تنظیم سطح هورمونهای استرس (کورتیزول) و افزایش اندورفینها (هورمونهای شادی) دارند. ورزش نه تنها جسم را خسته کرده و آماده خواب میکند، بلکه با بهبود جریان خون مغزی، به کاهش تنشهای عصبی کمک شایانی میکند. در مواردی که اضطراب ریشههای عمیقتری دارد، رواندرمانی (Psychotherapy) و به ویژه درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان خط اول درمان استاندارد در سراسر جهان شناخته میشود. این روشها به فرد میآموزند که چگونه افکار منفی خود را مدیریت کند و بدون نیاز به تکیهگاه شیمیایی، با چالشهای زندگی روبرو شود. دارو تنها باید به عنوان یک کمک موقت و تحت نظارت دقیق متخصص در کنار این درمانها استفاده شود، نه به عنوان تنها راه حل.
عواقب قانونی و اخلاقی تهیه داروهای تحت کنترل
از منظر قانونی و اخلاقی نیز باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از داروهای آرامبخش در دسته داروهای تحت کنترل (Controlled Substances) قرار میگیرند. قوانین سختگیرانهای برای توزیع این داروها وجود دارد که هدف آن حفاظت از سلامت جامعه است. اصرار بیماران برای دریافت این داروها بدون نسخه، داروسازان را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. داروساز موظف است طبق قانون از تحویل دارو خودداری کند، اما گاهی با پرخاشگری و عدم درک مراجعین روبرو میشود. فرهنگسازی در این زمینه بسیار حیاتی است. مردم باید بدانند که «نه» گفتن داروساز، به معنای لجبازی یا عدم همکاری نیست، بلکه اقدامی مسئولانه برای حفظ سلامت خودِ بیمار است.
ثبت دقیق داروها در سامانههای الکترونیک سلامت که در سالهای اخیر در ایران اجرایی شده است، گامی مثبت در جهت کنترل مصرف بیرویه داروهاست. این سیستمها به پزشکان و داروسازان اجازه میدهند تاریخچه دارویی بیمار را مشاهده کرده و از «پزشکگردی» (Doctor Shopping) – پدیدهای که در آن بیمار برای دریافت داروهای بیشتر به پزشکان متعدد مراجعه میکند – جلوگیری کنند. احترام به قوانین دارویی و اعتماد به تشخیص کادر درمان، نشانهای از بلوغ فرهنگی یک جامعه در حوزه سلامت است. وقتی ما قانون منع فروش بدون نسخه را دور میزنیم، در واقع ایمنی خود و عزیزانمان را به خطر انداختهایم.
گروههای آسیبپذیر و هشدارهای ویژه
برخی گروههای جامعه در برابر عوارض مصرف خودسرانه آرامبخشها آسیبپذیرتر هستند و نیاز به مراقبت ویژه دارند. زنان باردار و شیرده یکی از حساسترین این گروهها هستند. بسیاری از داروهای آرامبخش توانایی عبور از جفت را دارند و میتوانند بر رشد جنین تأثیر منفی بگذارند یا باعث بروز سندروم پرهیز نوزادی شوند. همچنین این داروها در شیر مادر ترشح میشوند و میتوانند نوزاد را دچار خوابآلودگی و مشکلات تنفسی کنند. متأسفانه برخی مادران با تصور اینکه مصرف گهگاهی دارو اشکالی ندارد، سلامت نسل آینده را به خطر میاندازند.
سالمندان نیز همانطور که پیشتر اشاره شد، به دلیل کاهش عملکرد کلیوی و کبدی و همچنین مصرف داروهای متعدد برای بیماریهای مزمن (پلیفارماسی)، در معرض خطر بالای مسمومیت دارویی قرار دارند. یک دوز معمولی از دیازپام که برای یک جوان ممکن است تنها خوابآلودگی ایجاد کند، در یک فرد سالمند میتواند باعث گیجی طولانیمدت، سقوط و شکستگی لگن شود که خود آغازی برای ناتوانیهای جسمی و حتی مرگومیر است. نوجوانان نیز گروه دیگری هستند که ممکن است تحت تأثیر گروه همسالان یا برای فرار از فشارهای تحصیلی به سمت این داروها کشیده شوند. والدین باید نسبت به تغییرات رفتاری فرزندان خود و ناپدید شدن داروها از جعبه داروی منزل هشیار باشند. آموزش مهارتهای زندگی و «نه» گفتن به نوجوانان، بهترین واکسن در برابر این آسیب اجتماعی است.
سخن پایانی و چشمانداز آینده
در نهایت، باید پذیرفت که افزایش مصرف خودسرانه آرامبخشها، زنگ خطری جدی برای سلامت عمومی جامعه است. این مسئله تنها یک مشکل پزشکی نیست، بلکه ریشههای عمیق فرهنگی و اجتماعی دارد. راه حل این بحران در گرو همکاری همگانی است: از سیاستگذاران که باید بسترهای لازم برای دسترسی آسان و ارزان به خدمات مشاوره روانشناسی را فراهم کنند، تا داروسازان که باید نقش آموزشی خود را پررنگتر کنند، و در نهایت مردم که باید نگرش خود را نسبت به مصرف دارو تغییر دهند. دارو ابزاری قدرتمند است که اگر درست استفاده شود شفابخش، و اگر نادرست به کار رود، ویرانگر خواهد بود.
ما باید بیاموزیم که اضطراب و غم بخشی از تجربه زیستن هستند و همیشه نیاز به سرکوب شیمیایی ندارند. اگر هم نیازی به مداخله دارویی باشد، این مسیر حتماً باید از کانال امن و علمی پزشک و داروساز بگذرد. بیایید به جای پاک کردن صورت مسئله با یک قرص، به دنبال حل ریشهای مشکلات باشیم و سلامت خود را قربانی آرامشهای لحظهای نکنیم. اعتماد به علم، احترام به تخصص داروسازان و پرهیز از خوددرمانی، کلید دستیابی به جامعهای سالمتر و بانشاطتر است. امید است با افزایش آگاهی عمومی، شاهد کاهش آمارهای نگرانکننده مصرف خودسرانه دارو در سالهای پیش رو باشیم.
